مفاهيم و تعاريف كيفيت زندگي كاري

در طول دو دهة گذشته واژة كيفيت زندگي كاري مرتباً در مجلات و نشريات معتبر به كار رفته است. اگر چه تعريفي مشترك  از اين مفهوم وجود ندارد ولي به طور كلي به  هر چيزي كه باعث بهبود شرايط كلي سازمان مي‎شود اطلاق مي گردد (دسلر[1]،2002،ص194).

از دهة 70 ميلادي به بعد واژه اي جديد با عنوان كيفيت زندگي كاري[2] پا به عرصه وجود نهاد و در بين متخصصين مديريت رواج يافت (کاسيو[3]،1998،ص35).

كيفيت زندگي كاري در هر جامعه اي معنا و محتواي خاصي دارد و نمي‎توان براي آن يك تعريف و شاخص عام و جهان شمول ارايه كرد. ضمناً رابطه كيفيت زندگي كاري و بهره وري منابع انساني، رابطه اي دو سويه است. محيط كار به شرطي داراي كيفيت است كه در آن افراد به عنوان عضو و عنصر اصلي سازمان به حساب آيند و ذهن انسان در آن محيط با چالش فكري مواجه باشد، شرايط محيط كار باعث پرورش و رشد توانايي او شود (مير سپاسي،1376،ص40).

كيفيت زندگي كاري فرايندي است كه در اجراي آن كاركنان و اعضاي سازمان مي‎توانند در تصميم گيري هاي مربوط به طراحي شغلشان مشاركت فعال داشته باشند، كيفيت زندگي كاري همانند چتري ايست، كه بر چندين برنامه كه در جهت تغيير سازمان به اجرا در مي آيند احاطه دارد. البته همة اين برنامه ها يك هدف دارند، يعني مي خواهند ساختار سازمان را پويا و انساني نمايند.

با وجود اينكه كيفيت زندگي كاري در برگيرندة برنامه هاي متعددي است كه با هدف ايجاد تغيير در سازمان به اجرا در مي‎آيند، ولي فهرست جامع و كامل برنامه هاي كيفيت زندگي كاري شامل اقدامات زيل مي باشد:

طراحي مجدد مشاغل، مديريت مشاركتي، زمان كار انعطاف پذير،  دواير كيفيت و برنامه‎هايي كه به كاركنان و اعضاي سازمان اجازه مي دهد در سهام شركت خود سرمايه گذاري كنند يا برنامه هايي را به اجرا درآورند که آنها را در برابر اقدامات خودسرانه مقامات ارشد مصون نمايد (وکچيو[4]،1999،ص224).

كيفيت زندگي كاري فرايندي  است كه از طريق آن سهامداران سازمان، مديريت، اتحاديه ها و كاركنان مي آموزند، چگونه با يكديگر بهتر كار كنند، عمليات را براي خود تشريح نمايند، تغييرات و بهبودهاي لازم را اعمال نمايند تا دو هدف بهبود كيفيت زندگي كاري براي تمام اعضاء سازمان و همچنين اثربخشي شركت و اتحاديه ها به طور همزمان تحقق يابد (فليپو[5]،2001،ص196).

کيفيت زندگي کاري را در کل مي توان در دو مفهوم تعريف کرد:

تعريف عيني: عبارتست از مجموعه اي از شرايط واقعي کار و محيط کار در يک سازمان مانند ميزان حقوق و مزايا، امکانات رفاهي، بهداشت و ايمني، مشارکت در تصميم گيري و ...

تعريف ذهني: عبارتست از تصور و طرز تلقي افراد از کيفيت زندگي به طور اعم و کيفيت زندگي کاري بطور اخص مي باشد. به تعبير ديگر کيفيت زندگي براي هر فرد يا گروهي از افراد با فرهنگ و طرز تلقي متفاوت، ويژگي خاص خود را دارد. در يک تعريف کلي مي توان گفت که کيفيت زندگي کاري به معني تصور ذهني و درک و برداشت کارکنان يک سازمان است از مطلوبيت فيزيکي و رواني محيط کار خود.

نحوة نگرش به كيفيت زندگي كاري منتج به اين سئوال مي شود كه آيا يك برنامة كيفيت زندگي كاري خوب وجود دارد، به هر حال به علت اختلاف نظر ميان افراد و همچنين به علت اين كه نگرش نسبت به كيفيت زندگي كاري،كاملاً ذهني ا ست. كيفيت زندگي كاري را به عنوان ادراكي كه كاركنان از شرايط عيني و ذهني به دست مي آورند درنظر مي گيريم (ميرسپاسي،1376،ص15).



[1] .Dessler

[2] .QWL(Quality of work life)

[3] . Cacio

[4] . Vacchio

[5] . Flippo